آنچه از کشتار برهد دیرتر پاید و بیشتر زاید . [نهج البلاغه]

خیلی هم عجیب نیست هست؟ - اهل کهکشانیم

جستجو در وبلاگ:
Powerd by: Parsiblog ® team.
خیلی هم عجیب نیست هست؟(چهارشنبه 86 مرداد 31 ساعت 11:39 صبح )

31 مرداد 86

سومین سالگرد ازدواج من

نمی دونم باید به خودم تبریک بگم یا تسلیت

سه سال از عمرم  رو در یک خانواده مستقل دو نفره زندگی کردم و امروز حسی که دارم احتمالا خیلی خیلی متفاوت از حسیه که یه زن 23 ساله در موقعیت من باید داشته باشه . علتش واقعا چیه؟ رفتار من ؟ شخصیت درونی من؟ همسرم؟ سرنوشت؟ .... خدا؟ نمی خوام بهش فکر کنم (سعی می کنم ولی مگه میشه؟)

نمی دونم برات پیش آمده یا نه؟ درست وقتی که کارهای زیادی برای انجام دادن داری ؛ کارهای واجبی که باید انجام بدی ، کارهایی که باید انجام بشه و العان می تونه وقت خوبی باشه، کارهای غیر ضروری که می تونه انجامش مفید یا فرح بخش باشه، کارهای بی خود و بی جهتی که فقط عشقت می کشه العان انجام بدی! ولی تو هیچ کاری نمی کنی نشستی زل زدی به یه جایی یا چیزی که اصلا مهم نیست چیه یا کجاست. دیوار روبرو ؟ مانیتور کامپیوتر ؟کوه کاغذ ها وکارای نیمه تموم اداره روی میزت؟ صفحه کتابی که بازه؟ مداد و کاغذ؟ کوه لباسهای اتو نکرده؟ ظرفهای نشسته تو سینک ظرفشویی؟ نیم سانتیمتر خاکی که رو میز نشسته؟...................گوشی موبایلت؟

جداً فرقی نمی کنه چون فقط به همه اینها یا یکیشون نگاه می کنی و نمی دونی تو این لحظه هر کردوم از این کارها رو به چه دلیلی باید انجام بدی ! این حالت معمولا زیاد طول نمی کشه چند دقیقه بعد سعی می کنی از خودت بپرسی چرا نباید انجام بدی وقتی که بالاخره این تویی که باید این کارها رو انجام بدی و به هرحال هیچ "زیرای" خاصی هم برای این "چرای" نه چندان مهم پیدا نمی کنی !

خوب می دونی که العان مشغول یه کاری می شی و خودتو توش غرق می کنی و به حد کافی هم لذت می بری از ظرف شستن گرفته تا کارهای اداره یا خوندن یه شعر ناب یا حرف زدن با یه دوست خوب!

و خوب می دونی که ممکنه همین امروز باز تو این سیاه چاله ی فضای ذهنی بیافتی و اون لحظه هیچ هیچ هیچ انگیزه ای یا دلیلی یا حس خوبی برای انجام این کارها نخواهی داشت!!!

بعد دوباره یکی از اون دورا بگه : الهه ، دیوونه ، 23 سال گذشت ، 3 سال گذشت ، بی خیال بذار بقیشم بگذره !!!!! یه خط بیشتر بنویس . یه خط بیشتر بخون یه بیت یه جمله یه حرف اضافه تر ................

.............یه دوستت دارم اضافه تر یه بوسه بیشتر ..... غم بیشتر ...دل تنگ تر.... سیاه تر ....سنگین تر ..... (دنیا رو می گم که با دل تو فرقی نداره!) ......یه نفس یه نفس یه نفس اضافه تر .....یه خدا دورتر .....یه خدا نزدیکتر.......یه حس بهتر بهتر بهتر بهترین من (؟)( این علامت سوال رو خیلی بزرگ تصور کنید)


» خواهر
»» نظرات دیگران ( نظر)


لیست کل یادداشت های این وبلاگ
معرفی وبلاگ جدیدمون
مطلب طنز
[عناوین آرشیوشده]

بازدیدهای امروز: 11  بازدید
بازدیدهای دیروز: 21  بازدید
مجموع بازدیدها: 257896  بازدید
[ صفحه اصلی ]
[ پست الکترونیک ]
[ پارسی بلاگ ]
[ درباره من ]

خیلی هم عجیب نیست هست؟ - اهل کهکشانیم
مدیر وبلاگ : محمد ژانوس[127]
نویسندگان وبلاگ :
خواهر (@)[88]

SAJAD ehsas (@)[37]


نوجوانی هستم .....(بقیه شو می گم بعدن)
» پیوندهای روزانه «
» لینک دوستان من «
» لوگوی دوستان من «
» آرشیو یادداشت ها «
» اشتراک در خبرنامه «
 
http://www.dlisland.com